X
تبلیغات
مارمولک زشت

مُرده را كه خدا زد بالاي تخته مي‌رينه

يكي از ويژگي‌هاي مثبت فرهنگ هزارگي ضرب المثل‌هاي كوتاه و پرمعناي آن است. يكي از اين ضرب المثل‌ها اين است: «مُرده را كه خدا زد بالاي تخته مي‌رينه» اين ضرب المثل در مورد كسي است كه خود را در اثر ناداني و حماقت رسوا كرده و آبروي خودش را مي‌برد.

شيخ علي زاده مالستاني كه سالها عمر خود را در حوزه علميه تلف نموده و از پول سهم امام(ع) تغذيه و رشد نموده بجاي اينكه مثل يك عالم رباني مرشد و راهنماي مردم از گمراهي به سوي صراط حق باشد و مردم را هدايت كند در اثر تبعيت هواهاي نفساني و اشتهاي شهرت و جاه طلبي خود نيز گمراه گشته و مردم را به گمراهي سوق مي‌دهد.

او به جاي اينكه مشعل هدايت به دست گرفته و با افكار التقاطي و انحرافي مبارزه كند خودش از را ه حق منحرف گرديده و مبلغ افكار انحرافي و الحادي است. و ذلتش به جايي رسيده كه حالا او مقلد معلم عزيز شعله‌اي شده و سر در آخور او پسخورده‌هاي وي را نشخوار مي‌نمايد تا عقده‌هاي حقارت خويش را تخليه نموده و به اميال شهرت طلبانه و جاه طلبانه خود دست يابد.    


برچسب‌ها: مارمولک, انحرافی, ضرب المثل, منافق, علی زاده
نوشته شده توسط مجاهد در شنبه دوم اردیبهشت 1391 ساعت 13:57 | لینک ثابت |

حكايت مُلا مگس!

حكايت است كه در زمان شاه عباس صفوي مؤسس سلسله صفوي شخصي بود به نام (ملا مگس)، وي بسيار متعصب و خرفت بود و حافظ را فاسد و فاسقش مي‌خواند بر شاه اصرار مي‌كرد كه مقبره خواجه حافظ شيرازي را خراب نمايد. شاه عباس قبل از تخريب مقبره حافظ تصميم گرفت تفألي به ديوان حافظ بزند وقتي ديوان را گشود اين بيت بر آمد:

اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست             عِرض خود مي بري و زحمت ما ميداري!

ملا مگس خجالت زده و ساكت شد. ملا مگس قصه ما يعني علي زاده مالستاني نيز كه وزوز كنان در ميان زباله ها و كثافات به دنبال نام و نان براي خودش مي‌گردد و عقده‌هاي دروني اش طغيان كرده و وي را به ياوه سرايي و هذيان گويي مبتلا كرده است فقط آبروي نداشته خود برده و راه به جاي نمي‌برد او به خوبي مي‌داند كه آب دريا از چل چل سگ نجس نمي‌شود.

 


برچسب‌ها: مگس, شاه عباس, فال حافظ, سیمرغ, مالستان
نوشته شده توسط مجاهد در شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ساعت 7:29 | لینک ثابت

«عزيز علي‏زاده مالستاني» منافق التقاطي كه در خانه‏هاي تيمي گروه تروريستي منافقين خلق ايران در قم و مشهد تربيت شده و از تراوشات انديشه‏ي ضدبشري مغوليستي «مبلغ» و «يزداني» گلو تر كرده است هماهنگ با وهابيت سلفيِ ناصبي و مسيحيت صهيونيستي در راستاي طرح شيعه ‏ستيزي امپرياليسم جهان‏خوار امريكا و استعمار پير انگليس، چند سال است كه هر از گاهي عليه فرزاندان ائمه‏ي معصومين(ع) از نسل سيدالمرسلين(ص) لجن‏پراكني مي‏كند.
علي‏زاده به طور علني لجن‏پراكني عليه سادات را در سال 1378 در مجله‏ي باميان آغاز كرد، اما كسي به او چيزي نگفت، تا حدي كه او فكر كرد اراجيفي را كه عليه سادات با ايما و اشاره بافته است حقيقت دارد و كسي نمي‏تواند دهان او را ببندد. سال گذشته اين جوجه‏ي مغول از پوسته‏ي مصلحت سر برآورد و چون ...‏ هار با صراحت و وقاحت تمام به جان سادات مظلوم هزاره افتاد و هرچه خرافات، دين‏فروشي، جنايت و رسم و رواج غيرانساني و بدوي كه ميراث متجاوزان وحشي مغول بود به فرزندان ائمه نسبت داد.
مالستاني گمان كرده است كه نخبگان سادات هزاره محدود به همان چند سيّدنماي كمونيست، التقاطي و منافق مانند خودش و چند سيّد نماي شكم‏پرست غارتگر و خائن -كه نه دين دارند و نه غيرت ناموسي و شرف انساني- هستد، و بنابراين، او مي‏تواند يكسره بتازد و تجاوز كند. مالستاني و ساير مغوليست‏هاي مزدور همچنين باور كرده‏اند كه جامعه‏ي هزاره همان چند كمونيست، منافق، فاحشه، اشپش‏خور، جاسوس سيا و موساد و ام آي سيكس و چند بلعم باعورا و ابوموسي اشعري در لباس شيخ و طلبه و چندحاجي كمونيست نصوار كش و كربلايي روي ناشسته است و بنابراين مي‏توانند خود را جامعه‏ي هزاره قلمداد نموده و تفكرات انحرافي و ضدانساني شان را تحول در جامعه‏ي هزاره عنوان كنند. اما مغوليست‏ها كورخوانده‏اند، نه نسل كوثر به چند شاخه‏ي فاسد شده منحصر است و نه جامعه‏ي سرافراز و متدين هزاره منحصر به چند مغوليست وطن‏فروش مي‏باشد.
مغوليست‏ها كه چند سال است بر سر زانوي گانگسترهاي امريكايي، انگليسي،كانادايي و آلماني، نشسته مي‏رقصند، گمان كرده‏اند كه اين وضعيت تا ابد ادامه خواهد داشت، غافل از آن كه زانوي اشغال‏گران روزي خسته شده و آن‏ها با سياه‏رويي بر زمين خواهند افتاد. سرنوشت خلقي‏ها و پرچمي‏ها عبرت‏انگيز است، اگر مغوليست‌ها عبرت بگيرند.
مالستاني در اين روزها، پس از وقفه‏ي چند ماهه بار ديگر ظلمت انديشه و پستي پندار خود را به نمايش گذاشت و ثابت كرد كه «ظلمت را نسزد كه قرين نور شود و خاك بي‏ارزش را نرسد كه به عالم پاك راه پيدا كند». او در نوشته‏اي با عنوان «معضله‏ي لاينحل ازدواج دختر سيد با پسر هزاره» نشان داد كه مغوليسم در جهت اهداف امريكا و انگليس در يك ائتلاف نامقدس اعلام نشده با پشتونيسم، صهيونيسم و وهابيت، براي مبارزه با تشيّع راستين و استكبار ستيز قرا دارد.
مالستاني در نوشته‏ي خود ازدواج سيد و هزاره را «معضله لاينحل» قلمداد نموده و عوامل آن را به زعم خود ريشه‏يابي كرده است و براي اثبات نظرياتش چند آيه و روايت ذكر نموده و مانند يك ديكتاتور، سادات را نصيحت كرده است كه دختران خود را به هزاره-در واقع نه به هزاره بلكه به مغوليست‌ها- بدهند كه اگر ندادند شايد مورد تجاوز قرار بگيرند. در رابطه با اين نوشته‏ي مالستاني چند مسأله وجود دارد كه بايد باز شود.
سؤال‌هاي متعددي در اين رابطه مطرح مي شود، از جمله اين كه ازدواج نكردن دختر سيّد با هزاره بر چه مبنايي و از چه زماني به معضل اجتماعي آن هم معضل لاينحل تبديل شده است؟ معضل زماني به وجود مي‏آيد كه يك مشكل يا كمبود چنان فراگير شود كه آحاد جامعه گرفتار آن شده و متقاضي رفع آن باشند. به طور نمونه كم آبي همه‏ي افراد جامعه را متأثر مي‏سازد و همه تلاش مي‏كنند كه به آب برسند يا مشكل كمبود انرژي برق را آحاد جامعه احساس مي‏كنند و همه خواستار حل آن هستند. بنابراين مشكل كمبود يا نبود آب و برق يك معضل تعريف مي‏شود. آيا مسأله ازدواج سيّد و هزاره به اين مرحله رسيده است كه اين استاد بي‏مايه‏ي مغوليست‏ها آن را معضل ناميده است؟
بديهي است كه چنين معضلي در جامعه‏ي هزاره وجود ندارد، اما عليزاده مالستاني قصد دارد آن را به معضل تبديل كند. هدف عليزاده از اين كار هيچ چيزي جز ايجاد نفاق در جامعه‏ي هزاره و تحريك مردم عليه سادات نمي‏باشد. در واقع او دستور سازمان سيا براي ايجاد نفاق در ميان شيعيان از طريق دامن زدن به مسايل قومي و نژادي را اجرا مي‏كند.
بنابراين، معضله‏اي بنام ازدواج نكردن سيد و هزاره در جامعه‏ي هزاره، نه در گذشته وجود داشته و نه در حال حاضر وجود دارد. ازدواج نكردن دختر سيد با پسر هزاره ريشه‏ي برتري طلبي ندارد، بلكه اين رواجي است كه خود جامعه‏ي هزاره به گفته‏ي مرحوم ملافيض محمد كاتب بخاطر احترام به سادات بنا نهاده‏اند. طبيعي است كه اين مسأله به مرور زمان به يك سنت تبديل شده و حواشي براي آن ايجاد شده باشد. اگر سادات بخاطر قداست خود به هزاره دختر نمي‏دهند، چرا به ساير اقوام دختر مي‏دهند؟ دليل آن اين است كه اقوام ديگر از ابتدا با دختران سادات ازدواج كرده‏اند و چنين ازدواجي رايج شده است.
اگر برفرض اين كه ادعاي مغوليست‏ها راست باشد و سادات بخاطر برتري نسبي و قداست ذاتي دختر به هزاره نمي‏دهند، آيا ساير اقوام افغانستان به هزاره‏ها دختر مي‏دهند؟ همه مي‏دانند كه دختران پشتون، تاجيك و حتي ازبك با پسران هزاره ازدواج نمي‏كنند. اگر چنين اتفاقي افتاده باشد بسيار كم و انگشت‏شمار است كه در آن حد در مورد سيد و هزاره نيز اتفاق افتاده است.
حالا اين سؤال مطرح است كه عليزاده مالستاني و ساير مغوليست‏ها چرا از ازدواج نكردن دختران ساير اقوام افغانستان با هزاره‏ها ناراحت نشده و شكايت نمي‏كنند و آن را «معضله‏ي لاينحل» نمي‏خوانند؟ چه دليلي دارد كه به جان چند خانوار سادات هزاره كه به تعبير خودشان گدا و فالگير و مزخرف هستند افتاده‏اند؟
آقاي عليزاده مالستاني چرا نمي‏رود معضل لاينحل ازدواج دختر پشتون و تاجيك و ازبك را با پسر هزاره ريشه‏يابي نمي‏كند؟
چرا عقايد و سنت‏هاي اعراب جاهلي را به رخ سادات كشيده و آن‏ها را توهين مي‏كند در حالي كه سادات مفتخرند كه جدشان پيامبر و ائمه‏ي معصومين (ع) با تبعيض نژادي و برتري طلبي بر معيار قوم و ثروت و مقام مبارزه كرده‏اند، آيه‏ها و روايات را مالستاني خود ذكر كرده است و سادات پيش از مالستاني و اجداد او آن‏ها را خوانده و تا حد توان عمل كرده‏اند.
از همه‏ي اين ها كه بگذريم اگر ازدواج نكردن دختر سيد با پسر هزاره رواج بد است علت آن را چرا در اعراب جاهلي جستجو مي‏كند كه اگر رسم و رواج اعراب علت باشد، چرا در مورد سادات غيرهزاره صدق نمي‏كند و آن‏ها دختران‏شان را به عقد اقوام هم‏زبان، هم مذهب و هم‏فرهنگ خود در مي‏آورند؟
مالستاني خوب است كه رسم و رواج خرافي جامعه‏ي خود را در ميان مغول‏هاي بيابانگرد و وحشي مغولستان و چين ريشه‏يابي كند، چون سادات در هزاره‏جات اقليت هستند و اقليت نمي‏تواند رسم و رواج خود را بر اكثريت تحميل نمايد.
مسأله‌ي اساسي ديگر كه ثابت مي سازد علي زاده مالستاني و هم كيشان او در راستاي اهداف و برنامه هاي شيعه ستيزي سازمان سيا، موساد و ام آي سيكس و وهابيت عمل مي كنند اين است كه معضلات اجتماعي در هر جامعه‌اي زياد است اما اهم و مهم دارند و بعضي ها در اولويت قرار دارند، آيا جامعه‌ي هزاره معضل و مشكلي مهمتر از ازدواج دختر سيد و پسر هزاره ندارد كه آن را رسانه‌اي ساخته و با بوق كرنا مي نوازند؟
آيا مشكل ملي هزاره براي مشاركت عادلانه در تقسيم قدرت و تصميم سازي سياسي حل شده‌است؟
آيا مشكل تاريخي كوچيگري كه هر سال چون صاعقه‌اي بر سر هزاره وارد مي‌شود حل شده است؟
آيا گسترش فساد اخلاقي در جامعه‌ي هزاره بويژه در شهرهامعضل نيست؟
آيا بيكاري و آوارگي ميليون‌ها هزاره در داخل و خارج از كشور معضل نيست؟
آيا ايجاد جامعه‌‌ي مسيحي هزاره در داخل و خارج از كشور معضل نيست؟
آيا همكاري، جنگ و مذاكره‌ي اشغالگران با انحصارگران قدرت معضل نيست؟

جاوید رضایی

نوشته شده توسط مجاهد در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 10:46 | لینک ثابت

مصاحبه با حجة الاسلام محمد امیر توحیدی در باره استفتاء جنجالی روح الله مؤذن.

کد خبر: ۱۳۹۰۰۱۲۳3891

من بسیار متاسفم از فضایی که در این اواخر بوجود آمد آن هم در جاییکه باید ندای وحدت ویگانگی ودعوت به سوی خدا از آنجا برخیزد. تجربه سختی بود که شدت آسیب پذیری جامعه ما رانشان داد بنده به عنوان یک طلبه کوچک ازخودم چیزی ندارم تنها توجه عزیزان را به یک آیه ویک روایت جلب می کنم


جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج محمد امیر توحیدی نیاز به معرفی ندارد و ایشان از چهره های خوشنام، برجسته و وارسته افغانستانی در جامعة المصطفی العالمیه هستند که علاوه بر تحصیلات سطوح عالی حوزه علمیه قاری و حافظ کل قرآن کریم می باشند و افتخارات زیادی را در این عرصه برای خود و کشور مان به دست آورده است که به صورت بسیار کوتاه به آن اشاره می کنیم.
رتبه سوم بین المللی مسابقات بین المللی قرآن در تهران، در رشته حفظ در سال ۱۳۸۳٫
رتبه سوم بین المللی در رشته قرائت در مسابقات دانشجویان جهان اسلام در اصفهان با شرکت ۲۹ کشور.
رتبه سوم بین المللی در رشته حفظ  درمسابقات بین المللی قرآن در کشور امارات متحده عربی با شرکت ۷۳ کشور.
رتبه اول رشته حفظ المپیاد قرآن و حدیث جامعة المصطفی در سال ۱۳۸۹٫
همچنین ایشان در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد(فوق لیسانس) در رشته دین و رسانه مشغول تحصیل می باشند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجاهد در جمعه دوم اردیبهشت 1390 ساعت 14:17 | لینک ثابت

علی زاده مالستانی و اراذل و اوباشان مثل او با سوء استفاده از یک استفتا جعلی که از اول دروغ بودن آن معلوم بود چند روزی سادات محترم و مظلوم را مورد تاخت وتاز و اهانت قرار داند و در این راه از هیچ دروغ و تهمتی إبا نورزیدند. غافل از اینکه خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند و خوشبختانه روح الله مؤذن جرأت به خرج داده و به حقیقت اعتراف نمود و رو سیاهی ماند برای ذغال!

مصاحبه با روح الله مؤذن در باره استفتاء جنجالي از دفتر آيت الله سيد صادق شيرازي در مورد ازدواج سيد و هزاره.

یکی از چیزهای که باعث رنجش شدید هزاره ها گردید و احساسات مردم هزاره را جریحه دار نمود و هنوز هم از آن سوء استفاده شده و برای اختلاف افکنی میان سادات و هزاره ها بدان استناد می‌شود استفتای زننده و توهین آمیزی است که در سال 1384شخصی به نام سید محمد روح الله مؤذن در باره ازدواج سید و هزاره از دفتر آیت الله سید صادق شیرازی انجام داده است. این استفتاء دست آويز کسانی گردید که به دنبال بهانه برای اختلاف میان سادات و هزاره بودند و ضدیت با سادات هزاره را دنبال و ترویج می‌کردند. اما خوشبختانه با درج آدرس مستفتی در کنار ورقه استفتاء و پی گیری برخی از سادات مشخص گردید که محمد روح الله مؤذن، شخصی که آن استفتاء جنجال برانگیز را انجام داده است خود یک فرد هزاره است که الآن هم به کار خود معترف و از آن پشیمان است و اظهار ندامت می‌کند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجاهد در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 11:0 | لینک ثابت

علی زاده مالستانی بعد از افتضاحی که در قم به بار آورد و موجب تنش و اختلاف میان طلاب و علمای افغانستانی گرديد عازم افغانستان شد تا در آنجا به نفاق افکنی خود ادامه دهد. و این بار در آنجا به ایجاد نفاق در میان شیعیان بپردازد. شنیدیم که وی در شهر باستانی غزنی به اقامه نماز جمعه پرداخته است این درحالی است که قبلا در این شهر نماز جمعه برپا بود و هر جمعه اقامه می شد و از طرفی مطابق فقه شیعه در یک شهر دو نماز جمعه جایز نیست. و از سوی دیگر امامت جمعه شرایطی دارد که علی زاده مالستانی فاقد آن شرایط است.

شرایطی که فقهای شیعه برای تصدی امامت جمعه و جماعت عنوان می‌کنند، عبارت‌اند از: 1.عاقل بودن؛ 2. مؤمن(شیعه اثناعشری) بودن؛ 3. بالغ بودن؛ 4. برای امامت مردان، مرد بودن؛ 5. صحیح خواندن نماز؛ 6. معذور نبودن؛ 7. حلال زاده بودن؛ 8. عادل بودن.

 اعتبار و لزوم این شرط از اجماعیات مذهب شیعه است و در نصوص روایی معتبر شیعه بر آن تأکید شده است. زراره در روایتی با سند معتبر از امام باقر(ع) نقل می‌کند: «لایصلین احدکم خلف المجنون و ولدالزنا؛ پشت سر دیوانه و حرام‌زاده نباید نماز گزارید.» اين روايت بوضوح ميگويد كه امام جمعه بايد حلال زاده باشد و حرام زاده گان نمي‌توانند امامت جمعه را بر عهده بگيرند. 

 سومین شرط مورد بحث، عدالت امام جماعت است. این شرط از اجماعیات بلکه ضروریات فقاهت شیعه است. بنا براين بسيار واضح و روشن است كه فاسق نمي‌تواند امام جمعه و جماعت باشد و نماز خواندن پشت سر فاسق جايز نيست و نماز پشت سر فاسق باطل مي‌باشد.

همچنين شايسته است امام جمعه  مردي مخلص، مهذب و با تقوي، شجاع، با وقار داراي فصاحت و بلاغت و آشنا به او ضاع جهان اسلام و منطقه و مصالح مسلمانان باشد، و در خطبه ها به مسائل اجتماعی، سیاسی، مصالح مسلمین و نیازهای مادی و معنوی آنان بپردازد. و بکوشد بوسیله خطبه ها به آگاهی و رشد معنوی و سیاسی مردم بیفزاید و چگونگی برخورد آنان با یکدیگر و سایر ملتها را تذکر دهد. و لازم است از جایگاه نماز جمعه به سود وحدت، استقلال و عظمت اسلام و مسلمانان بهره گیری شود. نه پاشيدن تخم نفاق، كينه و كدورت ميان مسلمانان.

     با وجود این شرایط چرا علی زاده مالستانی به خود اجازه داده که دست به چنین اقدامی بزند و چه اهدافی را دنبال می کند و انگیزه او چیست؟

       در صورت برپایی نماز جمعه از قبل، آیا جز ایجاد نفاق و اختلاف در میان شیعان منطقه و ارضاء غرایض حیوانی و خود خواهانه و کسب شهرت چه چیزی او را وادار به این کار نموده است؟! این کار او یاد آور مسجد ضرار در صدر اسلام است. و با توجه به اینکه نامبرده شرایط مهمی چون عدالت و پارسایی، و ... را دارا نیست و فسق علنی دارد و بر اساس برخی روایات معتبر کسانی با ذریه پیامبر دشمنی می‌کنند حلال زاده نیست نماز خواندن پشت سر وی جایز نیست چون نماز جمعه باید وحدت بخش و مظهر وحدت باشد نه موجب نفاق و اختلاف بین مسلمین.

اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین.

نظرات خود را از طريق اين ايميل براي ما بفرستيد:malistani125@yahoo.com

نوشته شده توسط مجاهد در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ساعت 9:20 | لینک ثابت

حضرت امیر المؤمنین علی(ع) فرمود : قصم ظهری رجلان : عالم متهتک و جاهل متنسک

یعنی دو گروه پشت مرا شکست ؛ یکی عالمان پرده در و بی مبالات و دیگر جاهلان زاهد پیشه و متعبد.

اما عالمان هتاک و پرده در که کمر اسلام یا کمر پیشوای دین اسلام راشکسته است ، دلیلش معلوم است .

شاعر چه زیبا گفته :

چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا

عالم هتاک و بی مبالات با استفاده از علم خود میان پیروان پیامبر(ص) اینجاد نفاق و ا نشقاق می کند و مردم را با بی مبالاتی خود به دین بد بین می سازد و در واقع دزد دینداری مردم است. اگر دزدان دیگر از مردم مال دنیا می دزدد ، عالم هتاک از مردم دین و ایمان به سرقت می برد و با استفاده از قرآن و احادیث در جهت منافع و اهداف شخصی و گروهی ، دین را به  بیراهه کشانده و در آن انحراف ایجاد می کند.

عالمی که بجای پرده پوشی معایب جامعه اسلامی پرده دری کند و بجای ترویج مکارم اخلاقی در جامعه بد اخلاقی و ناسزاگویی و توهین و ناسزا رواج بدهد ، از آن دسته عالم نمایانی است که کمر پیامبر(ص) را شکسته است. پیامبر(ص) برای ترویج مکارم اخلاقی مبعوث شد و عالم پرده در و هتاک ضد رسالت آن حضرت بد اخلاقی و زشتی و پلشتی در جامعه ترویج می کند.

در حدیث دیگر  از امیر المؤمنین علی(ع) آمده است : قصم ظهري رجلان من الدنيا رجل عليم اللسان فاسق و رجل جاهل القلب ناسك هذا يصد بلسانه عن فسقه و هذا ينسكه عن جهله فاتقوا الفاسق من العلماء و الجاهل من المتعبدين أولئك فتنة كل مفتون فإني سمعت رسول الله ص يقول يا علي هلاك أمتي على يدي كل منافق عليم اللسان(مشکات الانوار ، ص135)

دو گروه از مردان پشت مرا شکسته اند ، مرد دنیا پرست فاسق اما زبان آور و مرد جاهل اما متعبد. مرد عالم زبان آور(فصیح و  بلیغ) با فسق خود مردم را از دین باز می دارند و آن دیگری از روی جهلش مانع از اسلام و ایمان مردم می شوند. از علمای فاسق بپرهیزید و از جاهلان متعبد نیز چرا که آن ها باعث فتنه هر فریب خورده اند. به درستی که من از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود : ای علی ! هلاک امت من بدست هر منافق زبان آور و سخندان است.

در حدیث دیگر از آن حضرت آمده : ما قصم ظهري إلا رجلان عالم متهتك و جاهل متنسك هذا ينفر عن حقه بهتكه و هذا يدعو إلى باطله بنسكه(غرر الحکم ، ص48)

پشت مرا جز دو گروه نشکسته اند : یکی عالمان پرده در و  هتاک و دیگر جاهلان متعبد ؛ این یکی (عالمان هتاک) مردم را از حق می رانند و فراری می دهند و آن دیگری (جاهلان زاهد پیشه) مردم را بسوی باطل دعوت می کنند.

نوشته شده توسط مجاهد در سه شنبه شانزدهم آذر 1389 ساعت 0:6 | لینک ثابت
همه می دانند که آقای علیزاده مالستانی در کنار حمیدی ، سید عسکر موسوی و ...از مشهور ترین اعضای کانون مهاجر بود و این کانون تا حد زیادی تحت تاثیر کمونیزم قرار داشت.

یکی از اساسی ترین اصول سوسیالیزم ، مساوات و برابری بود. این مکتب برای ایجاد مساوات و یک جامعه به خیال خود بی طبقه ، مالکیت خصوصی را نفی می کرد و قایل به اشتراکیت بود. به همین جهت همه اموال را عمومی اعلام کرد و هرکسی که در اتحاد جماهیر شوروی و چین و سایر مناطقی که کمونیزم و سوسیالیزم حاکم بود ، باید برای دولت کار می کرد و برای امرار معاش خود از دولت مخارج خود و خانواده اش را دریافت می نمود. آن ها در این جهت آنقدر پیشرفتند که حتی تشکیل خانواده خصوصی را نیز می خواستند برچینند چون مخالف مساوات و برابری بود. در نظام تشکیل خانواده هر مردی یک زن و هرزنی یک شوهر داشت و چند فرزند که دیگران در آن سهمی نداشتند. بر اساس دیدگاه کمونیزم این یک نقطه منفی تلقی می شد چون با مساوات مخالف بود. آن ها در این صدد بودند که یک ساز و کاری بسازند که مردها با زن ها بصورت آزاد همبستر شوند و فرزندان آن ها بعد از تولد جدا تربیت یابند تا به این طریق همه نسبت به هم احساس برابر داشته باشند. همه مردان همه زنان را زن خود به حساب آورده و همه زنان همه مردان را شوهر خود تلقی کنند. همه هم در احساس برادری یکسان باشند و همه همدیگر را برادر و خواهر تلقی نمایند.

تفکر علیزاده نیز از دین اسلام چنین تلقی است. وی در مقاله ای که علیه سادات نوشته عنوان مقاله اش را " دین وسیله برابری ...." قرار داده است. این عنوان مبتنی بر همان برداشت مارکسیستی از دین است.

آیا دین وسیله برابری است یا وسیله کمال و تقرب به خدا؟ آیا رسالت اصلی دین آن است که میان انسان ها برابری ایجاد کند یا رسالت اصلی او گسترش عبودیت خداوند و توحید است؟ وقتی حضرت پیامبر(ص) به نبوت مبعوث شد، فرمود : میان خود برابری ایجاد کنید تا رستگار شوید یا فرمود : "قولوا لا اله الا الله تفلحوا "؟ آیا خداوند فرموده که  ما انسان ها را برای مساوات آفریدیم یا فرموده : "ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" ؟

اسلام در بعد اجتماعی ، دنبال عدالت است و شعار اسلام در این جهت عدالت ورزی و برقراری عدل است نه مساوات. هرچند عدالت در برخی موارد با مساوات تلاقی پیدا می کند اما همیشه با مساوات ، عدالت بر قرار نمی شود. اگر به تفکر علیزاده که اسلام را وسیله برابری می داند ، دقت کنیم در خواهیم یافت ایشان در ضمیر خود بر احکام خدا اعتراض دارد چون در آن ها مساوات رعایت نشده است. احکامی همچون تفاوت ارث زن و مرد و دیه زن و مرد و پرداخت خمس به سادات و زکات به غیر سادات با مساوات همخوانی ندارد.

آقای علیزاده در آن مقاله که آیات زیادی از خطاب خداوند به بنی اسرائیل را ردیف کرده تا به آن واسطه سادات را بکوبد که شما نیز مانند بنی اسرائیل خود را از دیگران بر تر می دانید در حالیکه خداوند همه را یکسان آفریده ، عامدا و عالما یک آیه از قرآن را که که خداوند می فرماید :" يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ (47)" از نظر انداخته چون با ادعای او مبنی بر مساوات همخوانی ندارد.

منبع: سادات افغاني

کلمات کلیدی: مالستان.  علی زاده مالستانی. جاغوری. مالستانی. سادات. منافق. عالم فاسق. عالم بی عمل.

نوشته شده توسط مجاهد در جمعه نهم مهر 1389 ساعت 18:3 | لینک ثابت

در  سال  ۸۴  استفتایی  پخش  شد که سر  و صدای  زیادی  ایجاد  کرد.  در  آن استفتا  شخصی بنام  سید  محمد  روح الله  موذن  از حضرت  آیت  الله  سید  صادق  شیرازی  با  توصیف  هزاره های  افغانستان  بعنوان  قومی زشت منظر  و  ...  پرسیده شده بود که آیا با این اوصاف  و  جایز  است سادات  به آن  ها دختر  بدهند  یا از آن ها دختر  بگیرند؟

استفتای  فوق از  سوی  مخالفان  سادات  بصورت  گسترده  فتوکپی  و در میان  مهاجران افغانی  توزیع  می  شد.  در همان  زمان  کسانی که آقای  روح الله  موذن  را می  شناختند  می  گفتند :  خود او یک  هزاره است از جمله افرادی از  سادات  بهسود  او  را می  شناختند  اما علیه این  فرد هیچ  کاری  نکردند و از آن با کرامت  گذشتند.

اما ماجرا  به اینجا ختم  نشد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجاهد در جمعه نهم مهر 1389 ساعت 17:57 | لینک ثابت

مالستانيها مردمي است خونگرم، سنتي، مذهبي و متدين. و به روحانيت و سادات احترام قائلند. و خوشبتانه در طول سالهاي جهاد از جنگهاي خانمان سوز داخلي در امان بودند. روحانيت در بين مردم مالستان جايگاه ويژه‌اي دارند. علماي معروف مالستان كه در بين مردم اعتبار و احترامي زياد دارند عبارت اند از: شيخ اسحاق عارفي، غلام حسن نجفي، شيخ محسن مهدوي و موسي رضوي. در اين ميان عزيز الله عليزاده كه خود را همرديف و حتي بالاتر از آنها ميدانست به دليل وابستگي به گروهك التقاطي و انحرافي كانون مهاجر وانحراف فكري و اعتقادي و فسق عملي نتوانست در بين مردم متدين مالستان جايگاهي براي خود كسب كند. و حتي آدم كم سواد و متديني چون شهيد والا مقام مجاهد بوستان در ميان مردم جايگاه رفيع تر از او داشت واين مسأله اورا سخت آزار ميداد به نحويكه دوبار مالستان را تا آستانه جنگ داخلي پيش برد و اگر خويشتن داري و متانت مجاهد بوستان نبود مردم مالستان نيز در آتش حسادت و عقده هاي دروني عليزاده مي‌سوخت. مجاهد بوستان هم شهيد شد ولي باز هم عليزاده نتوانست از خذف رقيب سود ببرد و كسب محبوبيت كند زيرا گرچه مجاهد بوستان رفت اما مزارش زيارتگاه مردم اقصي نقاط مالستان و خار چشم عليزاده گرديد تا آنجا كه قصد تخريب آن را نمود!

        اينها باعث شد كه كينه و نفرت تمام وجود اورا فرا بگيرد و عقده هاي دروني او چون دمل چركين سرطاني رشد نموده و روزي سرباز كند. عليزاده كه به هركاري دست زده بود تا در بين مردم مالستان محبويت به دست يباورد موفق نشد و حتي در اولين مرحله  انتخابات پارلماني افغانستان رأي چنداني نياورد و از راهيابي به پارلمان باز ماند. و اين شكست عقده‌هاي اورا چند برابر نموده و به حد انفجار رساند. اين بار عليزاده تصميم گرفت تا از طريق مطرح نمودن مسائل قومي و نفاق افكني بين سادات و هزاره و سوار شدن بر موج احساسات قومي و نژادي خو را مطرح نمايد و با نشخوار كردن پس خورده هاي شعله‌اي هاي مضمحل شده مثل معلم عزيز و قلم به مزدان «عصري براي عداوت» و « امروزما» براي خود نام و ناني به دست آورد. به نظر مي‌رسد كه اين حربه و نيرنگ كثيف نيز كارگر نيفتاده و مردم هشيار و متدين در دام او گرفتار نشوند. و عقلاي قوم از سادات و هزاره جلو افراط گريها و نفاق افكني هارا در جامعه شيعه افغانستان بگيرند و شر شياطين به خودشان برگردند. و مكروا و مكرالله والله خير الماكرين.

نوشته شده توسط مجاهد در پنجشنبه هشتم مهر 1389 ساعت 10:11 | لینک ثابت

ملاشدن آسان است آدم شدن مشكل است.

اين جمله از امام خميني(قدس سره) معروف است كه ملا شدن آسان است آدم شدن مشكل است. و شايد همه شما بار ها اين جمله را شنيده باشيد. براستي كه چنين است زيرا تحصيل و فراگيري علوم ديني يعني فقه، اصول، فلسفه وكلام مانند ساير رشته هاي علوم انساني و تجربي براي هر انساني ممكن و ميسور است و هر كسي ‌مي‌تواند علوم ديني را به عنوان رشته تحصيلي خود انتخاب نمايد و آن را خوب فرا بگيرد حتي انسانهاي غير مسلمان هم مي‌تواند علوم ديني و اسلامي را بياموزد و كار شناس علوم اسلامي شود چنانكه امروزه بسياري از افراد غير مسلمان رشته اسلام شناسي را انتخاب نموده و در اين رشته تحصيل مينمايند.

       حالا سوال اين است كه تنها طلبه شدن و سالها در حجره طلبگي زدندگي كردن و فراگيري و تحصيل علوم ديني بدون تذكيه نفس و خود سازي و اعتقاد به مباني ديني و ارزشهاي اسلامي كافيست؟ به عبارت ديگر آيا صرف ملا شدن بدون خود سازي و اعتقاد به آخرت و خدا و مبداء و معاد و پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) كافيست؟ و چنين شخصي را مي‌توان به عنوان روحاني مسلمان در جامعه اسلامي پذيرفت و انتظار هدايتگري از او داشت؟ آيا شخص كور و نابينا مي‌تواند راهنما و هدايتگر ديگران باشد؟ پاسخ قطعا منفي است. زيرا معناي روحاني در خود آن نهفته است روحاني منسوب به روح يعني كسي كه با نفس و خواهشهاي نفساني خويش و ارزشهاي مادي به مبارزه برخاسته و سرشار از معنويت است. پس تنها درس خواندن در مدارس ديني و فراگيري علوم ديني بدون خودسازي و اعتقاد محكم به مباني ديني و باور و ايمان به مؤلفه هاي دين كافي نيست، لازمه طلبگي علاوه بر درس خواندن، خود سازي و تذكيه نفس، اعتقاد قلبي به مباني ديني پايبندي در عمل به ارزشهاي اسلامي، باور و ايمان قوي به اصول و مباني دين اسلام است. و آدم شدن فرد در گرو اعتقاد وايمان قلبي به اصول و مشي بر مبناي ارزشها و قوانين شرعي و اخلاق نيك اسلامي است. يعني علاوه بر تحصيل علوم ديني بايد پندار، گفتار و رفتار آدمي نيز بايد مبتني بر معيارها و ارزشهاي الهي و اسلامي باشد تا عنوان آدم بر آنها اطلاق شود. و الا كساني كه از لباس روحانيت و موقعيت اجتماعي ناشي از آن استفاده سوء نموده و احساسات پاك و اعتقاد مردم عوام را وسيله دستيابي به اهداف مادي و رسيدن به پست و مقام مي‌داند و از علم بدون عمل خويش در جهت نفاق افكني و ايجاد كينه و نفرت بين افراد و آحاد جامعه استفاده مي‌كند از شيطان هم پست تر است.

ايميل نويسنده: malistani125@yahoo.com

نوشته شده توسط مجاهد در دوشنبه پنجم مهر 1389 ساعت 12:22 | لینک ثابت

در علم اصول بحثي است تحت عنوان عام و خاص، و مي‌گويد اگر  ما عامي داشتيم و خاصي آيا تخصيص عام، آن را از حجيت و شمول مي‌اندازد يانه؟ مثلا عامي داريم (اكرم العلماء) يعني علماء را احترام كنيد و گرامي بداريد. اين عام به دو نحو تخصيص مي‌خورد با مخصص متصل و مخصص منفصل؛ تخصيص عام با مخصص متصل مثل: اكرم العلماء الا الفساق. يعني همه علماء را اكرام كن به غير از افراد فاسق آن. در اين صورت همه علماء اتفاق دارند بر اينكه اين مخصص عام را از حجيت و شمول خارج ميكند يعني در اين صورت ديگر اكرام و احترام عالم فاسق واجب نيست و عالم فاسق احترام ندارد. اكرام و احترام فقط از آن عالم عادل است.

       اما اگر مخصص منفصل باشد مثل اينكه مولا مي‌فرمايد: اكرم العلماء. و بعد از مدتي مي‌گويد: لاتكرم الفساق. فاسقان را احترام نكنيد، در اينصورت اگر شك كرديم كه اين مخصص منفصل (لاتكرم الفساق) آيا شامل عالم فاسق هم مي‌شود يانه؟ يعني عموم اكرم العلماء را از حجيت مي‌اندازد يانه؟ اكثر مجتهدين ميگويند كه در اين جا هم عموم اكرم العلماء از حجيت ساقط مي‌شود و ديگر عالم فاسق اكرام و احترام ندارد و وجوب اكرام و احترام مخصوص علماء عادل است.

 نتيجه:

از اين مقدمات به اين نتيجه مي‌رسيم كه عالمان فاسق و روحاني نماهاي كه فقط لباس روحانيت مي‌پوشند و شهريه طلبگي ميگيرند و هيج اعتقادي به خدا و پيامبر و امامان معصوم، دين و ارزشهاي ديني ندارند و در لباس روحانيت به اختلاف افكني ميان مسلمانان و شيعيان مي‌پردازند و كار شان سست كردن اعتقادات ديني و كم رنگ نمودن ارزشهاي معنوي مردم متدين است احترام ندارند. هرچند كه در پوشش دين و ادعاي تقوي و ديانت و اصلاح گري اهداف شوم خويش را دنبال ميكنند.

ايميل نويسنده: malistani125@yahoo.com

 

نوشته شده توسط مجاهد در دوشنبه پنجم مهر 1389 ساعت 12:19 | لینک ثابت

یکى از آفات طلبگى این است که طلبه سال‌ها درس بخواند و عالم شود، ولى به آن علم عمل نکند. امام صادق علیه‌السلام مى‌فرمایند: تعلموا ما شئتم ان تعلّموا، فلن ینفعکم اللّه بالعلم حتى تعملوا به، لان العلماء همّتهم الرعایة، و السفهاء همتهم الروایة؛ بحارالانوار 2/37.

  هر اندازه که دلتان مى‌خواهد بیاموزید اما (بدانید که) تا به علم عمل نکنید خداوند هرگز از آن (علم) به شما سودى نمى‌رساند، زیرا علماء به عمل کردن اهتمام مى‌ورزند و نادانان به روایت کردن.

  ۳۳امیرمؤمنان على علیه‌السلام در حدیثى علم مؤمن را با علم منافق مقایسه مى‌کنند و مى‌فرمایند: علم المنافق فى لسانه، علم المؤمن فى عمله؛ غررالحکم 2/498. علم و دانش منافق، در زبان اوست و علم و دانش مؤمن در عمل اوست.

  هم‌چنین آن حضرت مى‌فرمایند: العالم بلاعمل کالشجر بلاثمر؛ غررالحکم، 2/498. عالم بى‌عمل مانند درختى است بدون ثمر، علم بدون عمل مانند داروئى است بدون سود، علمى که تو را اصلاح نکند گمراهى است و مالى که تو را سود ندهد گرفتارى است.

    پس طلبه‌اى که در حوزه چند سال درس بخواند و از شهریه امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف استفاده کند، ولى به علم خود عمل نکند، نه تنها خود سودى نمى‌برد و نمى‌تواند دیگران را اصلاح کند، بلکه مایه گمراهى و ضلالت مردم خواهد بود، اینان مانند طبیبانى هستند که براى دیگران نسخه‌هاى شفابخش مى‌نویسند ولى خود بیمارند.

حديث ديگري است كه مي‌فرمايد: العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء. يعني اينكه علم نور است ونور بايد ايجاد نورانيت كند و در قلب انسان را نوراني نمايد و الا ضلالت و حجاب است.

        و به فرموده خداوند: مثل الذين حملوا التورئة ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفارا بئس مثل القوم الذين كذبوا بأيات الله ئالله لا يهدي القوم الظالمين. جمعة/5.

مثل حاملان تورات كه بر خلاف آن عمل مي نمايند مثل الاغي است كه بار كتاب بر پشت دارند و از آن هيچ بهره‌اي نمي‌برند، آري چنين قوميكه آيات خدا را تكذيب كردند قومي بسيار بدي هستند؛ و خداوند هرگز ظالمين را هدايت نخواهند كرد.

       و بد تر از اينها كساني است كه برخلاف علم و رسالت طلبگي خويش عمل نموده و تخم نفاق را در ميان جامعه شيعه و محروم افغانستان مي‌پاشند و دو دستگي و كينه بوجود مي‌آورند.

        چه نيكو و بجا ميگويد سعدي شيرازي: دو كس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده كردند. يكي آنكه اندوخت و نخورد و ديگر آنكه آموخت و عمل نكرد.

  علم چندان كه بيشتر خواني

چون عمل در تو نيست ناداني

نه محقق بود، نه دانشمند

چارپايي براو كتابي چند

آن تهي مغز را چه علم و خبر

كه برو هيزم است يا دفتر

 

نوشته شده توسط مجاهد در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ساعت 10:13 | لینک ثابت

گاهی اوقات اهل باطل وضلات آنقدر مهلت می یابند که رو در روی اهل حق قرار میگیرند و با آنها ستیز میکنند تابه خیال خام خود، ایشان رانابود کنند و به طغیان وسلطه خویش بیفزایند، اما خدا به دست اهل حق، این گروه ازگمراهان لجوج را از بین میبرد.خداي متعال درآیه 24سوره شوری درهمین رابطه  می فرماید: خدا،باطل رامحو، و حق را به فرمان خویش استوار می‌گرداند. اين این حکایت دقیقا وصف حال منافقان عصر حاضر است كه براي به دست آوردن مقام و شهرت دست به هر كار شرم آوري مي‌زنند.

منافقان عصر ما، با چهره هاى جدیدى که به خود گرفته اند، در اصول فوق، همانند منافقان قرون پیشین هستند، هم تشویق به فساد مى کنند، هم جلو کار نیک را مى گیرند، هم بخیل و ممسکند، هم خدا را در تمام زندگانیشان فراموش کرده اند، و هم قانون شکن و فاسقند.

و عجیب این که با تمام این اوصاف، مدّعى ایمان به خدا، و اعتقاد محکم و مبرم به مبانى دینى و اسلامى نیز هستند و برخي از آنها خودرا عالم ديني ميدانند و لباس روحانيت بر تن ميكنند!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجاهد در چهارشنبه سوم شهریور 1389 ساعت 10:11 | لینک ثابت
<
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar